پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388
آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری
آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری
حکیم ابوالفتح عمر بن ابراهیم مشهور به خیام نیشابوری، ریاضیدان، منجم، شاعر و اندیشمند والای ایرانی است که در سطح بین المللی از شهرت بسزایی برخوردار است. وی در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و پس از هفتاد و شش سال زندگانی در سال ۵۱۵ هجری قمری به رحمت ایزدی پیوست و در گورستان حیره که امروزه در پنج کیلومتری نیشابور واقع شده به خاک سپرده شد.
آرامگاه فیلسوف واقع بین و سترگ اندیش دیار ادب ایران، خیام ابتدا در شرق آرامگاه امامزاده ها محمد محروق و ابراهیم قرار داشته که در روزگار پهلوی اول شبستانی را که بر روی مقبره خیام بود خراب کردند و آرامگاهی به جای آن ساختند.
در دوران پهلوی دوم پس از ساختن آرامگاه جدید، بقایای بنای قدیم را که شامل سنگ ستون واری است و رباعیاتی از خود حکیم عمر خیام بر آن نوشته اند را به داخل شهر نیشابور انتقال دادند و در میدانگاهی به همین نام در محل دروازه مشهد نصب کردند.
آرامگاه جدید در شمال بقعه امامزاده داخل باغی قرار دارد که سطح کلی آن بیست هزار متر مربع است که این رقم سوای ۲۴ هزار متر مربع مساحت باغ امامزاده محمد محروق است. طول ساختمان مشبک بقعه مانند و بلند خیام ۱۸ متر است که اطراف آن حوض ها و آب نماهای زیبایی ساخته شده و حوالی آرامگاه را کاج های بلند همیشه سبز احاطه کرده است.

بنای یادبود این دانشمند بزرگ به سال ۱۳۴۱ شمسی با طرح و نقشه مهندس هوشنگ سیحون ساخته شد. مساحت زیر بنای بقعه خیام تقریبا نهصد متر مربع است و در کتیبه کاشی های لوزی شکل به خط عبد الرسولی رباعیاتی از خیام نقل شده، از جمله:
در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم ده هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
***
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی باده گلرنگ نمی شاید زیست
این سبزه خود امروز تماشاگه ماست تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
***
اثر مزبور با ترکیبی از مصالح آهن، بتون و تزیینات کاشیکاری به شکل لوزی های به هم پیوسته از یک سو برگرفته از اندیشه های ریاضی عمر خیام بنیان گردیده است و از سوی دیگر همچون خیمه ای است که انگار از چادر دوزی پدر خیام الهام گرفته شده و از طرفی بنا از روبرو چون کلاه دراویش به نظر می رسد. بر سنگ آرامگاه وی نیز نوشته شده است: کل شیء هالک الا وجهه
پنجشنبه هفتم خرداد 1388
شادیاخ نیشابور
شادیاخ نیشابور
شادیاخ ظاهرا از دو واژه "شادی" و "اخ" تشکیل شده که به استناد برخی از فرهنگها به معنی "شادی آفرین" است. در برخی از متون هم از شادیاخ با عنوان های "شادکاخ"، "شاد جهان" و "شادمهر" نام برده شده که به هر حال با شادی قرین بوده و شاید با توجه به همان نامها و یا ویژگی شادیاخ بوده که یکی از شاعران عرب خطاب به عبدالله بن طاهر سروده است:
"در شادیاخ به شادی بنوش با افسر شهریاری و رها کن غمدان را به یمن"
گویا تا آغاز قرن سوم هجری شادیاخ بوستانی بوده است در مغرب نیشابور و هم جوار با محلات خولست، جلاباد و محمدآباد. در سال ۲۰۵ هجری نخستین زیستگاهها در آن ساخته شده و تا سال ۶۶۹ هجری همواره فراز و نشیب های فراوانی به خود دیده و در آن سال بر اثر زلزله ای به کلی ویران و متروک گردید. در حال حاضر محوطه باستانی شادیاخ در حدود سه کیلومتری جنوب شرقی شهر فعلی نیشابور و ۱۱۷ کیلومتری شهر مشهد و در مجاورت آرامگاه عطار واقع است.
مروری بر تاریخ شادیاخ
پس از آنکه عبدالله بن طاهر به درخواست اهالی نیشابور سپاهیان خود را به باغ شادیاخ انتقال داد و در اردوگاهها یا زیستگاههایی جای داد دستور داد تا برای او و اطرافیانش نیز در میانه شادیاخ اقامتگاههایی ایجاد نمایند و امیرانی که پس از او بر نیشابور حاکم شدند در شادیاخ اقامت گزیدند و بر عمارتها افزودند یا آنها را مرمت و بازسازی کردند. به عنوان مثال "یعقوب بن لیث" که در سال ۲۵۹ هجری قمری نیشابور را تصرف کرد، در شادیاخ فرود آمد و محمد بن طاهر را اسیر کرد و به سیستان فرستاد و قسمتی از عمارت شادیاخ را خراب کرد و دوباره ساخت. و در سال ۴۲۱ هجری قمری که سلطان مسعود غزنوی از هرات به نیشابور آمد در شادیاخ به کاخهایی قدم گذاشت که به قول بیهقی "همانند آنها کسی یاد نداشت".
در سال ۴۲۹ هجری قمری طغرل سلجوقی بر نیشابور تسلط یافت و در کاخ سلطان مسعود غزنوی در شادیاخ تاجگذاری کرد و در سال ۴۶۴ هجری قمری آلب ارسلان سلجوقی کاخ شادیاخ را مرمت کرد و عماراتی بر آن افزود، زیرا در آن زمان حکمرانان هم در شادیاخ اقامتگاه داشتند. آلب ارسلان در سال ۴۶۶ هجری قمری برای پسرش قصری به نام "شادکاخ" ساخت و جشن ازدواج او را با شکوه تمام در آن کاخ برگزار کرد. در آن دوران "سمعانی" از شادیاخ به عنوان "دارالسلطان" نام برده است.
ظاهرا سال ۵۴۰ هجری قمری پایان دوران شکوه و عظمت شادیاخ بوده، زیرا در آن سال زلزله ای موجب تخریب و انهدام برخی بناها و مهاجرت مردم شده است.
در سال ۵۴۸ هجری قمری ترکان غز نیشابور و شادیاخ را غارت و برخی عمارات را ویران کردند و یک سال بعد "موید آی آبه" یکی از سرداران سلطان سنجر سلجوقی به ویرانه های شادیاخ سر و سامان داد و در آن مستقر شد. در سال ۵۶۹ هجری قمری موید آی آبه به وسیله تکش خوارزمشاهی اسیر و چند پاره شد و پسرش "طغاشاه" بر شادیاخ حاکم شد. در سال ۵۸۳ هجری قمری قلمرو حکومت طغاشاه به تصرف کامل تکش خوارزمشاهی در آمد و شادیاخ اقامتگاه دست نشاندگان خوارزمشاهی شد و در سال ۶۰۵ هجری بر اثر زلزله ای ویران گردید و دوباره جان گرفت تا اینکه در سال ۶۱۸ هجری شادیاخ پس از سه روز جنگ بی امان به تصرف خونخواران مغول در آمد و اکثر کاخها و عمارات مهم نیشابور ویران شدند.
بعد از یورش مغولها احتمالا بقایای مردم آواره و پراکنده نیشابور که جان سالم بدر برده بودند، شهر ویران شده نیشابور را رها کرده و به بناهای نیمه ویران و کنار دیوارهای بر جای مانده پناه آوردند و کم کم با استفاده از مصالح مستعمل سر پناههای سست بنیان ساختند و شادیاخ اندکی رونق گرفت. شاید به همین دلیل در برخی متون به جای نیشابور دوره ایلخانی "شهر شادیاخ" نوشته شده است.
شهر شادیاخ هم در سال ۶49 هجری قمری بر اثر زلزله ای دیگر ویران شد اما مردم ستمدیده نیشابور باز هم خرابیها را دوباره ساختند تا اینکه در سال ۶۶۹ هجری قمری چنان زلزله ای در نیشابور حادث شد که به قول رشید الدین فضل الله "پرندگان از پناه دیوارها محروم شدند". در اثر آن زلزله نیشابور و شادیاخ قابلیت زیستگاهی خود را برای همیشه از دست دادند و باقی و مانده اهالی به اطراف بنای "مویدی" در محل نیشابور کنونی پناه بردند و شادیاخ را برای همیشه رها کردند.
شرح تصاویر:
تصویر بالا: بقایای کنونی شادیاخ که در کنار آرامگاه عطار قرار دارد.
تصویر وسط:قسمتی از گچبریهای زیبا بر دیوارها که از کاوشهای شادیاخ بدست آمده است.
تصویر پایین: اسکلت هایی که پس از سالها از زیر آوار ناشی از زلزله در شادیاخ از دل خاک بیرون آورده شده اند.
چهارشنبه ششم خرداد 1388
مقبره شاهزاده شعیب
مقبره شاهزاده شعیب
در خارج حصار سبزوار گورستانی بوده که بقایای آن هنوز باقیست و مقبره شاهزاده شعیب در آنجا واقع شده که با احداث خیابان رضوی در سبزوار این مقبره در حاشیه خیابان واقع گردیده است. مقبره امامزاده شعیب بسیار مجلل و مورد احترام است و دارای صحن و دو حرم و دو مناره می باشد.
ضریح شاهزاده شعیب در وسط حرم نصب گردیده که یک طرف آن دارای چهاردهنه و طرف دیگر دارای سه دهنه می باشد و تمام ضریح از نقره ساخته شده و ستون ها و نیم ستون های ضریح و پشت بغل هر دهنه را مطلا کرده اند. ضریح بر روی خاقانی سنگ اصفهان به رنگ زرد به ارتفاع حدودا ۲۰ متر نصب گردیده و بسیار خوش ترکیب و ظریف ساخته شده است. در زیر گیلویی ضریح کتیبه ای به خط ثلث برجسته دارد که خط را مطلا کرده و زمینه کتیبه را با لاجورد جلوه داده اند. ارتفاع ضریح ۳ متر می باشد.
ارتفاع گنبد امامزاده شعیب هفده متر است و کتیبه دور گنبد به خط ثلث سفید که در زمینه لاجوردی سوره مبارکه جمعه را نوشته اند.
حرم شاهزاده شعیب چهار شاه نشین دارد که در جلو شاه نشین ها ایوان کوچکی است و چهار حجره در زوایای بنا ساخته شده، داخل حرم و مقرنس زوایای حرم و چهار ایوان کوچک چهار طرف حرم تماما آینه کاری شده است. پخ تمام ایوان ها کاشی هفت رنگی است و در کتیبه ایوان غربی حرم آیه شریفه الله نورالسموات و آیه اذن الله ان ترفع را با خط ثلث نوشته اند که نام کاتب را ندارد.
در دو زاویه شمال غربی و جنوب شرقی صحن امام زاده دو مناره هر یک دارای دو ماذنه به ارتفاع بیست و پنج متر ساخته شده که با کاشی تزیین شده اند.
سردر شمالی حرم نقش دو گلدان دارد و قسمتی از سوره مبارکه یاسین را با کاشی زمینه لاجورد و خط ثلث سفید بر روی آن نوشته اند. سردر جنوبی حرم امام زاده شعیب کاشی نره با اسلوب معقلی دارد.
با آن که رو کار تمام بنا چه در داخل و چه در خارج گنبد و ایوان ها جدید و نو ساخته شده اند،اصل بنای امامزاده شعیب احتمالا از عهد صفوی است.

